السيد الخميني

625

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

البته رضاى تمام سلسلهء موجودات را به سخط حق تعالى نفروشند ؛ چنانچه حضرت امير المؤْمنين - عليه السلام - فرمود « 1 » . و در عين حال كه براى كسى جز حق تعالى چيزى قايل نيستند و همهء موجودات را فقير الى اللَّه مىدانند ، مع ذلك ، به همه به نظر عظمت و رحمت و عطوفت بنگرند و كسى را به امرى ملامت نكنند مگر براى صلاح حال و تربيت او ؛ چنانچه انبيا - عليهم السلام - چنين بودند ، زيرا كه [ آنها را ] بستگان به حق و مظاهر جمال و جلال او مىديدند ، و به بندگان خدا جز به نظر لطف و محبت نظر نمىكردند ؛ و كسى را به نقص و فتورى ملامت نمىكردند به حسب قلوب ؛ گرچه ملامت مىكردند به حسب ظاهر براى مصالح عامه و اصلاح حال عائلهء بشر . و اين از ثمرات شجرهء طيبهء يقين و ايمان و معرفت آنها به حدود الهيه بود . و اما طايفهء دوم آنان هستند كه از حق بىخبرند ؛ يا اگر خبرى دارند خبر ناقص و ايمان غير تامّى است . پس چون نظر به كثرات و اسباب ظاهريه آنها را از مسبّب الاسباب غافل كرده ؛ رضايت مخلوق را مىطلبند . و گاهى كارشان به جايى رسد كه رضايت مخلوقى خيلى ضعيف را جلب كنند و اسباب سخط و غضب خداوند را فراهم كنند ؛ چنانچه موافقت با اهل معصيت كنند ؛ يا ترك امر به معروف و نهى از منكر نمايند در موقعش ؛ يا فتواى بر باطل دهند ؛ يا تصديق و تكذيب بىمورد كنند ؛ يا غيبت مؤمنين كنند و تهمت به آنها زنند براى جلب نظر اهل دنيا و ارباب مناصب ظاهريه . تمام اينها از ضعف ايمان ، بلكه يك مرتبه از شرك ، است . و چنين نظرى انسان را به مهالك كثيره دچار نمايد كه از جملهء آنها آن است كه در اين حديث شريف است . و چنين شخصى با بندگان خدا سوء نظر پيدا كند و عداوت و دشمنى بهم رساند ، و آنها را ملامت و مذمت در امور كند ، إلى غير ذلك .

--> ( 1 ) - امير المؤمنين عليه السلام در نامه به محمد بن ابى بكر فرمود : « ولا تسخط اللَّه برضى أحدٍ مِنْ خَلْقِه » ؛ « خدا را به‌رضايت احدى از مخلوقات او خشمگين نكن » . ( نهج البلاغة ، ص 384 ، نامه 27 )